پویا عریری
pooyaazizi@gmail.com
شعرتازه
یکبار در استانبول عاشق اش شدم
یکبار اینجا
در پیاتزا کاستلو
یکبار هم جای دیگری عاشقش می شوم حتمن
وقتی شبیه به کودکی که ندارد
پرچمش را به دندان می گیرد
تا موهای بلندش را جمع کند
و با چشم های ماده یوزپلنگ
رو در روی من بایستد
تا سینه ام را
جنگلی ستاره باران کند
یکبار هم همین جا عاشق اش شدم
پرچم سرخی به دندان داشت
|