گامی پر از نگین گم شده ی دریا
پویا عزیزی
انسان هميشه در توجه اش مرگ را دارد و مرگ هم متوجه ى اوست . در واقع مرگ ، شيء سان او را به انتظار نشسته است و اين در ذهن اوست که شکل مى گيرد . مرگ هميشه از اين لذت و امتياز برخوردار بوده که خودش ببيند ، بى ان که ديده شود . چهره ى پريده رنگى ست اما غالب وقتى که در برابر انسان هنرمند قرار مى گيرد چون هم اين متوجه اوست و در کمين، هم او متوجه اين پس در واقع هردو پريشان اند و از گير و دار نبرد آن که پيروز به رامش گاه مى ايد هردوى آن هايند .
|